تبليغاتX
صدای جــاودان شبــکه جوان

 

به همین سادگی ، به همین خوشمزگی .

 

نه ، به همین بدمزگی ، واقعا به همین بدمزگی .

 

من اگر جای شهرام گیل آبادی –

 

مدیر رادیو جوان – بودم

 

و هفته ی پیش به همین سادگی روی اسمم خط

 

می کشیدند و من را می فرستادند به یکی از کم

 

تاثیرترین بخش های سازمانی که در آن کار می کردم ،

 

مزه بد دهانم به این سادگی ها از بین نمی رفت .

 

اشتباه نکنید . بحث اصلا بحث شخص

 

 گیل آبادی نیست،

 

بحث درباره ی سازمانی است که در رخوت خیلی از

 

سازمان های فرهنگی مان که معمولا بودجه شان را

 

صرف برنامه های بی بو و

 

بی خاصیت می کنند ، کارهای

 

تاثیر گذاری کرده است . بحث درباره ی تغییر مدیران

 

نیست . تغییر مدیران ، اتفاقی طبیعی است ولی

 

چگونگی این تغییر مهم است . بحث درباره ی مدیر تازه

 

به میدان آمده ی رادیو جوان نیست . ان شاءالله که او

 

اصلا رادیو جوان را خیلی بهتر حال و

 

روز فعلی اش بکند .

 

بله ، مطمئنا گیل آبادی

 

تا ابد نمی توانست روی صندلی

 

ریاست رادیو جوان بنشیند و روزی باید عوض می شد ،

 

اما چرا با این سر و شکل ؟؟؟؟

 

فقط فکرش را بکنید ، کسی باشی که تغییر و تحول

 

اساسی ای در شبکه زیر نظرت انجام داده باشی تا

 

شبکه رادیو یی ات را به محبوب ترین و پر طرفدارترین

 

شبکه ی رادیو یی تبدیل کنی و بعد این طوری با تو

 

 برخورد کنند . کاری کرده باشی که در این جنگ

 

رسانه ها ، جوان ها چند ساعتی را به جای دیدن

 

شبکه های ماهواره ای و نشستن پای اینترنت و دنبال

 

فیلتر شکن گشتن ، به رادیو – دقت کنند ، رادیو نه

 

تلویزیون – گوش بدهند و محصولات فرهنگی خودمان

 

داخل روح و مغزشان نفوذ کند و بعد این طوری با تو

 

برخورد کنند .

 

آخه چرا ؟؟؟ واقعا چرا ؟؟

 

رادیو جوان چه گناهی کرده به جز جذب جوان ها به

 

 کشور و دین و آیین و فرهنگ خودمان ؟

 

رادیو جوان چه گناهی کرده به جز نو آوری و در

 

ساختارهای کلیشه ای و خاک گرفته

 

رادیو و تلویزیون مان ؟

 

بله ، مطمئنا در هر کار جدیدی همیشه نقاط ضعفی هم

 

وجود دارد ولی واقعا برآیند نکات

 

مثبت و منفی رادیو جوان

 

این بوده که مدیر خلاق شبکه را بفرستند جایی مثل

 

اداره نمایش های رادیویی ؟

 

یعنی برای مدیری با این کارنامه ، جای بهتری برای

 

استفاده از توانایی های او نبوده ؟

 

واقعا با این برخوردها برای کسانی که می خواهند در

 

ارائه ی ارزشهای دینی ملی مان به جوان ها نوآوری

 

کنند ، چه انرژی ای می ماند ؟

 

کسانی که این برخوردها را می کنند

 

یا با فشارهای چند

 

ماهه شان پایه گذار این برخوردها بوده اند ، تا به حال

 

خودشان چقدر شنونده برنامه های رادیو جوان بوده اند؟

 

ماه رمضان پارسال سری به رادیو جوان زدند تا ببینند

 

چقدر از جوان ها

 

سحر و افطارشان با این رادیو گره خورد؟

 

از برگزاری جشنواره ی تسنیم خبر دارند که چگونه این

 

رادیو این همه جوان را برای فعالیت قرآنی ، بسیج کرد؟

 

آمار هشت میلیون شرکت کننده در یک جشنواره ی

 

قرآنی ، پیش از این در کارنامه ی چه سازمانی

 

نوشته شده بود؟

 

آنها اصلا تا به حال سری به اینترنت و وبلاگ های رادیو

 

جوان زده اند تا ببیند این شبکه چه موجی را در بین 

 

جوان ها ایجاد کرده است ؟

 

از آمار بیست هزار وبلاگ مرتبط بارادیو جوان خبر دارند ؟

 

آنهایی که این شبکه را زیر فشار خودشان قرار دادند و

 

منتظر سوتی کوچکی بودند تا آن را پبراهن


پیراهن عثمان کنند ،

 

خودشان تا به حال چه  کار تاثیرگذاری

 

برای دین و فرهنگ

 

جوان های مملکت کرده اند ؟

 

آنها اصلا به فکر جوان هایی هستند که ممکن است به

 

خاطر این اتفاقات ، بی خیال این آب باریکه ارتباط

 

بشوند؟

 

دکتر گیل آبادی در گفتگوی نوروزی اش با همشهری

 

جوان گفت :

 

(( هر حرکت این طوری نیاز به شهید دارد . من این را

 

دائم به بچه ها می گویم که بگذارید اگر قرار است خراب

 

شویم ، در این راه قصد قربت کنیم و شهید شویم . ))

 

برگرفته شده از مجله ی همشهری جوان

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط سارا هاجری در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:42 |